باران اگر ببارد...
پشت گيسوي اين شب هميشه اسيرم...
باران اگر ببارد
شسته مي شود از پاهايم اين زنجير
باران اگر ببارد...
و من خورشيدي در آينه مي بينم
از جنس مني ديگر...
باران اگر ببارد...

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 13:25 توسط مجتبی دهدار
|
برای زندگی نمیر